جشن تولد یسنا جونم
سلام عزیز دل مامان
در اصل تولدت امروزه اما واسه راحتی مهمونامون تولدت را پنجشنبه شب گرفتیم.و چون مهمونامون زیاد بودن و
خونه خودمون جا نمیشد تولدت را خونه بابا جون اینا گرفتیم و همه بچه ها را دعوت کردیم و کلی بهت خوش
گذشت.
بابا جون مامان جون اینا و خاله ها واست خونه را کلی خوشمل کردن و یه عالمه بادکنک و ریسه و رقص نور به در و دیوار زدن و آخر شب واست بازی راه انداختن
بقیه مطلب و عکسهای یسنا در ادامه مطلب....

من و بابایی هم یه کیک خوشمل به شکل هاپو واست سفارش دادیم قربونت برم. اونروز تا میتونستی بازی
کردی و بهت خوش گذشت.
وقتی کیکت را آوردیم تا شمعتو فوت کنی و کیک را ببری، تا یه فرصت پیدا میکردی انگشتتو میزدی به
خامه های گوشه کیک و زود میزاشتی دهنت و از این کارت کلی ذوق میکردی و میخندیدی
واسه تولدت کلی هدیه آورده شد واست و تو اینقدر ذوق زده شده بودی که نمیدونستی با کدوم میخوای بازی
کنی.و به قول معروف افتاده بودی تو باغ گل
بابا جان مادر جون من بهت 50000 تومن پول هدیه دادن.آقابابا اینا یه اردک ناز آوردن واست. باباجون مامان جون
یه اتو اسباب بازی و یه ست آشپزخونه هدیه دادن.بابا جون مامان جون و عمه زهره یه ارگ بهت دادن که با یکی
از هدیه هایی که من و بابایی واست گرفتیم مثل هم بود . من و بابایی جز ارگ یه جارو برقی اسباب بازی هم
بهت هدیه دادیم. خاله عاطی یه ساعت دیواری عروسکی کادو داد بهت. خاله عارفه یه کالسکه واسه
عروسکات آورد واست با یه خرگوش خوشمل که تو خیلی دوسش داری.عمه سیما هم یه اتو که شبیه هدیه
مامان جون اینا بود بهت هدیه داد و یه هلیکوپتر. حسین یه جورچین موزیکال هدیه داد و حوریه و فاطمه یه ست
عروسک. امیر حسین و امیر علی یه دوچرخه بهت هدیه دادن و آیدا و محمد حسین یه هاپو . فائزه یه عروسک
هدیه آورد بهمراه یه کارت هدیه بانک. فاطمه یه جفت دمپایی ابری عروسکی کادو آورد واست و یه بع بعی
خوشمل. هدیه پویا کوچولو هم واست یه عروسک بزرگ پت بود و یه بع بعی ناز.
دست همشون درد نکنه.ممنون از لطفشون و هدیه هاشون
قبل از تولدت اتاقت پر از عروسک و اسبا بازی بود.با این همه هدیه دیگه کل دکوری و روی میزت پر شده از
اسباب بازی و عروسک.و من به سختی همه را مرتب کردم.البته گل دخمل مامان خیلی خوب بودی تا حالا و
هیچی از اسباب بازیهاتو خراب نکردی .
بعد رفتن مهمونها من به سختی ساعت 2.30 تونستم ببرمت اتاق خاله عارفه و بخوابونمت.آخه نشسته بودی
وسط هدیه هات و هر لحظه با یکیشون بازی میکردی .اما از شدت خستگی هیچی انرژی نداشتی و همش
میخوردی زمین
این هم چند تا از عکسهای تولدت..





یسنا در حال بریدن کیک

این هم هدیه خاله نعیمه(عمه حسین) که از روی میز انداختیش و شکست





یسنا جونم و زهرا کوچولو

یسنا جونم در حالی که زوری داره عکس میگیره و از حالت دهنش معلومه

پویا کوچولو


(پینوشت: تیره بودن زمینه عکسها بدلیل خاموش بودن چراغها بخاطر رقص نور هستش)


جشن تولد یسنا جونم 
